آشنایی با کانسر معده
سرطان معده
اكثر سرطانهاي معده بدخيم هستند.
هر چند وقوع كارسينوم معده بطور ثابتي در ايالات متحده رو به كاهش است.اما اين بيماري در سراسر دنيا نمايانگر يك معضل عمده پزشكي مي باشد.در بعضي از كشورها اين گرفتاري شايعترين سرطان است و به نسبت بيشتري از سرطانها به مرگ منجر مي شود.در ايالات متحده كارسينوم معده مسئول 90 تا 95 درصد تمام بيماريهاي بدخيم معده است.بيماري هوچكين و لنفوم غير هوچكين تقريبا 5 درصد تمام بدخيمي هاي اوليه معدي را تشكيل مي دهند،خصوصا لنفوم غير هوچكيني در معده بيشتر ديده مي شود.زيرا معده به ندرت محل اوليه گرفتاري در بيماري هوچكين است.
ساركوم ،ليپوساركوم،ساركوم نوروژنيك و فيبروساركوم،همگي تومورهاي بدخيم و نادري هستند كه مي توانند معده را گرفتار كنند.ليوميوساركوم معده مسئول تقريبا 1 درصد از كانسرهاي معدي مي باشند.
اپيدميولوژي
ميزان ابتلا به كانسر معده در نقاط مختلف دنيا كاملا متفاوت است.
اين بيماري در ژاپن ،ناحيه غربي امريكاي لاتين ،بعضي از مناطق كارائيب و اروپاي ناحيه شرقي بسيار شايع است.
در فنلاند ،اتريش،چكسلواكي داراي شيوع نسبي و در ايالات متحده ،استراليا،نيوزيلند غير شايع است.
سرطان كولوركتال درمناطقي كه سرطان معده شيوع بيشتري دارد كمتر به چشم مي خورد.شيوع پائين اين بيماري در ايالات متحده مربوط به سالهاي قبل است.40 الي 50 سال قبل از اين شايع ترين سرطان شناخته شده در ايالات متحده محسو ب مي شد.علل اين كاهش شناخته نشده است. عوامل محيطي در اتيولوژي كانسر معده مهم تلقي مي شود،زيرا خطر ابتلا در جمعيتهاي مهاجر نسبت به نقاط جديد يكسان بوده است، مانند ژاپني هاي مهاجر امريكا.
اتيولوژي
رژيم غذايي را در پيدايش اين سرطان حائز اهميت ميدانند مصرف غذاهاي بريان،ماهي دودي ،ماهي شور،سس،الكل،همچنين كمبود منيزيم و ويتامين آ، همه به عنوان علل احتمالي كانسر معده مورد توجه قرار گرفته اند اما اثر آن ها اثبات نشده است.مصرف شير ،سبزيجات ، گوشت، كدو، بادمجان، كاهو، كرفس، چربي حيواني در رژيم غذايي در بروز سرطان موجب كاهش مي شوند.
ويتامين سي ميتواند باعث وقفه واكنش نيتروزاسيون شود.
افزايش مصرف ويتامين سي و نگهداري غذاها در يخچال مسئول كاهش بروز كانسر معده مي شود.
گروه خوني آ و عوامل وراثتي طي نظريه هايي باعث افزايش احتمال اين سرطان مي شود
پوليپ هاي آدنوماتو معده خصوصا آنها كه از 2 ساتي متر بزرگتر هستند گاهي ممكن است منشا پيدايش كارسينوم شوند. بيشتر پوليپ هاي معدي بدخيم نمي شوند
از ساير عوامل ديگر بروز، التهاب مزمن معده ،آنمي پرنيشس، عدم ترشح اسيد معده، زخم هاي معده ، حضور هليكوباكترپيلوري مي توان نام برد.
ميزان بروز
تخمين زده مي شود در سال 1986، 23000 مورد جديد و 14000 مورد مرگ و مير ناشي از آن در امريكا وجود داشته است سپس كاهش يافته طوري كه در سفيد پوستان آمريكايي و در سنين بالاتر شديدتر بوده است.
كارسينوم معده به طور شايعتر در سن 50 تا 70 سالگي ديده مي شود. شيوع در مردان دو برابر زنان است .همچنين ريسك ابتلا در افرادي كه شرايط اقتصادي-اجتماعي پاييني دارند بيشتر است
پاتولوژي
كارسينوم معده از نوع ادنوكارسينوم بوده و از لحاظ پاتولوژيك معمولا خود را به يكي از 4 شكل زير خود را نشان مي دهد:
1-در شايعترين حالت ممكنه بصورت توده هاي حجيم همراه با اولسراسيون عميق در وسط ضايعه مي باشد كه بداخل لومن برامده شده به ديواره معده تهاجم يافته است.
2-تومور ممكنه انفيلتراسيون يافته وقسمتي از لومن را تنگ نمايد.با شيوع كمتر ،انفيلتراسيون در سرتاسر معده گسترش يافته
و به لينيت پلاستيك (معده بي حركت و غير قابل اتساع)
3-كانسر ممكنه به شكل كارسينوماي پوليپوئيد يا اگزوفيتيك بوده و تشخيص ان از يك پوليپ در راديوگرافي مشكل باشد.
4-بطور نادرتر ممكنه به شكل يك تومور سطحي وگسترده باشدبطوريكه فقط سطح مخاطي را گرفتار نموده و يك نماي گرانولر
ايجاد كند.
محل تومور در 75 درصد از بيماران مبتلا به كارسينوم معده ،ثلث ديستال ان مي باشددر ناژلنفاتيك اين تومورها ،به سمت گره هاي لنفاوي زير پيلور ،ناف كبد،و امتداد هر دو انحناي بزرگ و كوچك معده مي باشد.كارسينوم معده علاوه بر تهاجم به غدد لنفاوي ،به ساختمانهاي مجاور ، يعني به انتهاي تحتاني مري توسط انتشار زير مخاطي ،پانكراس،كولون عرضي،پريتوئن،وبندرت دئودنوم نيز گسترش مي يابد.انتشار خوني تومور ،منجر به متاستازهاي ريوي،جنبي،كبدي،مغزي،و استخواني مي گردد.
تظاهرات بالینی
در موارد زیادی کارسینوم معده در مراحل اولیه بدون علامت می باشد.انورکسی و کاهش وزن علائم غیر اختصاصی می باشدو ارتباط چندانی با اندازه تومور ندارد .علائم بعدی ممکنه شامل زودرس خصوصا در موارد نفخ,دیسفاژی,احساس ناراحتی در ناحیه اپی گاستر یا درد شدیدتر وطاقت فرسای ناحیه اپی گاستر می باشد.استفراغ بطور شایع یک علامت دیررس بوده و می تواند ناشی از انسداد پیلور باشد.اما در صورت انسداد نواحی دیگر دیده می شود .استفراغ بدون انسداد و ممکنه ثانویه به اختلالات حرکتی ناشی از یک توده ثابت و بی حرکت در دیواره معده باشد.در یک چهارم بیماران درد مشابه درد اولسر وجود دارد خصوصا زمانی که تومور اولسره شده باشد
در اکثر بیماران درد بعد از غذاخوردن ایجاد شده و با مصرف انتی اسید تسکین نمی یابد .درد طاقت فرسا بیانگر پنتراسیون تومور بداخل پانکراس باشد.دیسفاژی در تومورهای ناحیه پروگزیمال معده مشاهده خصوصا که تومور به اطراف محل اتصال معده به مری تهاجم یافته باشدکه در تومورهای ناحیه فوندوس شایع است . ضعف و خستگی شایع است اما خونریزی شدید وهماتمز عادی می باشد.انژیم صدری,نارسایی احتقانی قلب ,ایسکمی مغزی بعلت انمی دیده می شود .زمانی که تومور متاستاز می دهد علائم بستگی به عضو گرفتار دارد و بیمار دچار زردی ,اسهال ,درداستخوانی,سرفه,تب,سکسکه,مشکلات سیستم عصبی مرکزی و نفخ ناشی از اسیت می شود.
معاینه فیزیکی در مراحل اول کارسینوم معده بدون یافته بالینی است.در مراحل بعد کاهش وزن و انمی نمودار می شود.بعد از متاستاز امکان هپاتومگالی ,اسیت وجود داشته باشد.یک توده قابل لمس در ناحیه اپی گاستر در کمتر از نیمی از بیماران وجود دارد که بیانگر گرفتاری وسیع ناشی از تومور می باشد
پیش از کشف بدخیمی در معده ممکنه چند نشانه خارج معده ای دیده شود شامل سندرم تروسو ,برامدگی زگیلی شکل ,نورومیوپاتی,گرفتاری عمقی سیستم عصبی مرکزی همراه با شروع ناگهانی تیرگی شعور ,اختلال حافظه ,خصومت یا اتاکسی است.در بین نیمی از بیماران تست خون مخفی در مدفوع مثبت می باشد در بیشتر بیماران اسید معده وجود داشته ولی میزان ان کاهش یافته است .اختلالات فونکسیون کبد حاکی از وجود متاستاز های کبدی است
تشخيص:
تشخيص راديوگرافيك:در بيشتر موارد كانسرهاي معدي در مطالعه راديوگرافيك موردظن قرار مي گيرند.با بهره گيري از مطالعات كنتراست باريم ،ضايعات كوچك را شناسايي مي كنند.
در حاليكه مخاط معده توسط يك لايه نازك از باريم پوشيده شده عكسهاي متعددي از زواياي متعدد مي گيرند.اين تكنيك با استفاده از باريم غليظ،co2،تجويز سايمتيكونبراي پخش گاز و گلوكاگون براي القاء گاستروپارز(فلجي معده)تكميل مي شود.
اولسر معده غالبا در تشخيص مشكل افرين است،اما راديولوژي حدود 80 درصد موارد قادر به تمايز ان از كانسر مي باشد.
علائم ويژه از راديوگرافي كه نشانه اي از يك ضايعه بدخيم است:وجود يك اولسر در ميان يك توده ،چينهاي نامنظم در نزديكي دهانه اولسرخاتمه يافته اند ،نامنظم بودن كف اولسر.
هرگونه شك در شناسايي ماهيت اولسر از اندوسكوپي همراه با بيوپسي و سيتولوژي استفاده مي شود.
سفتي ،از دست رفتن اتساع پذيري ،تصوير راديو گرافيك ثابت،امواج ثابت پريستالتيكنامنظم از مشخصات يك ضايعه بدخيم
هستند.
اندوسكوپي همراه با بيوپسي و سيتولوژي
در صورت انجام اين كار توام با هم ضريب تشخيصي ان حدود 90-95 درصد خواهد بود. اندوسكوپي فيبروپتيك به تنهايي بازذه بيشتري نسبت به راديولوژي دارا است.تكنيكهاي نمونه برداري مستقيم از بافت،(مثل بيوپسي يا سيتولوژي با برس ،در هر ناحيه مشكوك،چه برامده يال فرورفته و چه اولسره ،بايد مورد استفاده قرار بگيرد.
تكنيكهاي ديگر تشخيصي :
اندازه گيري حداكثر ترشح اسيد بوسيله تحريك با گاسترين،افزايش سطح انتي ژن كارسينو-امبريونيك ،كشف انتي ژن جنيني سولفوگليكوپروتئين در شيره معده افراد ،همگي نشاندهنده كانسر معده مي باشد.
|
اگر شما يا يكي از اعضاي خانوادهتان علايم سرطان معده را داشته باشيد. اگر پس از جراحي، سوء هاضمه ايجاد شود و در عرض چند روز به دارو پاسخ ندهد. اگر دچار علايم جديد و غير قابل توجيه شدهايد. داروهاي مورد استفاده ممكن است عوارض جانبي داشته باشند. |
درمان:
در حال حاضر جراحي تنها راعلاج رضايتبخش كانسر معده است.كثرت متاستاز به گره هاي لنفي اطراف ،در انتخاب روش جراحي و ميزان نتيجه گيري از كوشش هاي درماني ،نقش اصلي را بازي مي كند.وقتي كه تومور در قسمت ديستال معده واقع شده باشد ،امنتوم و همينطور گره هاي لنفي ناحيه ناف كبد
و سر پانكراس برداشته شده و يك گاستروكتومي ساب توتال انجام مي گيرد.برداشتن پانكراس وطحال معملا ضرورت دارد. همچنين كمتر از گاستروكتومي توتال پاليتيو (تسكيني) استفاده مي شود.
منبع:طب داخلی سیسیل-بیماری های دستگاه گوارش
